شنبه بیستم مرداد 1386
دلم شکسته است امشب
دلم شکسته است و زين جماعت کسي ز حالم خبر ندارد 
به جز که سوزد، به جز که سازد به خويش راهي دگر ندارد 
نشسته زخمي بر استخوانم که برده هم تاب و هم توانم 
طبيب پير زمانه گويد که لطف مرهم، اثر ندارد 
نه صحبت يارآشنايي، نه قاصدي نه صداي پايي 
چه گويم از کوي خاطر خود که بويي از رهگذر ندارد 
دگر هواي پريدن آري پريده از خاطر خيالم 
پرنده من به بستر خون تپيده و بال و پر ندارد 
بيا و محو کرانه ام شو، بيا و شور ترانه اي شو 
بيا به محمل که بي تو ديگر دلم هواي سفر ندارد 
حديث چشمت چه خواندني شد ز لطف اِعراب ابروانت 
اشارتي کن که فراق زير و زبر ندارد 
شنبه بیستم مرداد 1386
و به وجود او زمين را از دشمنانم پاك مى كنم و آن را ميراث اولياى خويش قرار مى دهم، و به وسيله او كلمه توحيد را تعالى بخشيده، كلمه كافران را به سقوط مى كشانم، و به دست او و با علم خود سرزمين ها و دل بندگانم را حياتى تازه مى بخشم و گنج ها و ذخيره هاى پنهان را به مشيت خود برايش آشكار مى سازم.
و با اراده خود او را بر نهانى ها و مكنونات قلبى ديگران آگاه مى گردانم و با فرشتگان خود او را يارى مى رسانم تا در اجراى فرمان من و تبليغ دين من مددكار او باشند. او به حقيقت ولىّ من است و به راستى هدايتگر بندگان من مى باشد.»(1)
2 ـ امام باقر(عليه السلام) در وجه نامگذارى حضرت «مهدى (عليه السلام)» به «قائم آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)» حديثى قدسى روايت فرمود: «زمانى كه جدم حسين كه صلوات خدا بر او باد به شهادت رسيد، فرشتگان با گريه و زارى به درگاه خداوند عز و جلّ ناليدند و گفتند: پروردگارا! آيا از آنان كه برگزيده و فرزند برگزيده تو را، و امام انتخاب شده از بين خلق را كشتند، در مى گذرى؟!
خداوند به آنان وحى فرمود كه: «فرشتگان من آرام گيريد. سوگند به عزّت و جلالم كه از آنان انتقام مى گيرم اگرچه بعد از گذشت زمانى طولانى باشد.» سپس فرزندان از نسل حسين (عليه السلام) را كه پس از او به امامت مى رسند به ملائكه نشان داد و آنان شاد شدند.
در بين اين پيشوايان، يك نفرشان به نماز ايستاده بود «فإذا احدهم قائم يصلّى فقال اللّه عزّوجلّ: بذلك القائم أنتقم منهم.» خداوند عزّوجلّ فرمود: به وسيله آن «قائم» از دشمنان و قاتلان حسين(عليه السلام)انتقام مى گيرم.»(2)
دوشنبه هشتم مرداد 1386
دل نوشته
|
نسيم سحر آرامگه يار كجاست | |
|
منزلآن مه عاشق كش عيار كجاست |
|
|
هرسر موى مرا با تو هزارانكاراست | |
|
ماكجاييم و ملامتگر بى كار كجاست |
|
|
ساقى و مطرب و مى،جملهمهياستولي | |
|
عيش، بى يار مهيا نشود يار كجاست |
همه هستىام را كه ذرهاى از لطف بىنهايت اوست، خاك قدمت كردم، شايد بيايى و نفسى بر اين خاك تيره ، پاى عنايت گذارى. آنگاه است كه چشمان هميشه منتظر نرگس، توتيايى خواهد يافت كه جهانى را تواند روشنى بخشد و قافله هستى را راه نمايد.
اى مهربانترين! ببين كه از اشك، سرشارم؛ ببين كه مرغ دلم در آسمان آرزوها چگونه بال و پر مىزند؛ ببين كه دستان نيازمند، جز در آستان تو اجابت را نمىيابد. پس بيا و شب هاى تنهايى دلم را كه در هر گوشه آن هزار يلدا خفته است، ستاره باران كن.
اى جانان جان! از فيض نگاه توست كه عشق در خانه قلبمان مىتپد، و رود زندگى در رگ هاى عمر، جارى است.
ترنم عاشقانهترين كلاممان، موسيقى آرام نام توست، كه به تار هستى، زخمه شوق مىزند و آهوى عاشقى را چابك تر از هميشه به هر سو مىبرد.
اى هميشه سبز! چشم به راه آمدنت، در جادههاى سرد انتظار، ره مىپيماييم. شايد آينه اشكمان نيم نگاهى از رخ مهتابىات را حسرت به دل نماند.
اى سرخترين سپيده! مهر خونين چشمانمان در انتظار صبح صادق ديدار توست كه هر بامداد سر بر مىكند، تا شايد دراين بىنهايت اندوه، نشانى از تو بجويد، كه بى تو راه گم كردگانيم در اين حيرت. اى وارث لب تشنگان! تشنه ديدار توايم و سال هاست كه جز سراب هزار رنگ دنيا، اجابتى به خود نديدهايم.
بيا كه كام عطشناك زندگى در انتظار زلال حضور تو به تمنا نشسته است.
در رؤيايىترين شب هاى دل، نام تو آذين تنهايي هاى بىپايان ماست. اى بهترين هميشه و اى هميشه بهترين! انجماد ذهن خسته من، شعاعى از تو را مىخواهد تا زمستان زندگى را از طراوت بهار تو لبريز كند.
اى تمام زيبايى! عشق تنها با تو معنا مىشود و دلدادگى، كودك نوآموز دبستان كوى توست.
تو جانى و همه خوبي هاى عالم، كالبد.
تو بهارى و همه فضيلت ها، چون شاخههاى تودر تو، تو را انتظار مىكشند.
اگر هنوز آيين مهرورزى غبار خاموشى نگرفته است، چون مهر رخ تو برآيينهها مىتابد. اگر هنوز اميدى است، چون گرماى نفس تو چون نسيم بهارى، جان مىبخشد و شكوفايى مىآورد.
تو را و ميلاد تو را بيش از آن دوست مىداريم كه كودكان مهر مادر را.
تو را و ميلاد تو را بيش از آن دوست مىداريم كه تن، جان را.
تو را و ميلاد تو را بيش از آن دوست مىداريم كه يعقوب، يوسف را.
تو را و ميلاد تو را هميشه از همه دوست داشتني ها، بيشتر دوست مىداريم
دوشنبه هشتم مرداد 1386
حدیث
حضرت امام مهدي (عج) : نفع بردن از من در زمان غيبتم مانند نفع بردن از خورشيد هنگام پنهان شدنش در پشت ابرهاست و همانا من ايمني بخش اهل زمين هستم ، همچنانكه ستارگان ايمني بخش اهل آسمانند
.و أما وجه الانتفاع بي في غيبتي فكالانتفاع بالشمس إذا غيبها عن الأبصار السحاب وإني لأمان لأهل الأرض كما أن النجوم أمان لأهل السماء .
حديث 2 :
حضرت امام مهدي (عج) : تصرف كردن در مال ديگري بدون اجازه صاحبش جايز نيست
.لا يحل لأحد أن يتصرف في مال غيره بغير إذنه .
حضرت امام مهدي (عج) : من ذخيره خدا در روي زمين و انتقام گيرنده از دشمنان او هستم
.أنا بقية الله في أرضه و المنتقم من أعدائه .
حضرت امام مهدي (عج) : ملعون است ، ملعون است كسي كه نماز مغربش را به تأخير بيندازد ، تا زماني كه ستارگان آسمان پديدار شوند .
ملعون ملعون من أخر المغرب إلي أن تشتبك النجوم
حضرت امام مهدي (عج) : هيچ چيز مانند نماز بيني شيطان را به خاك نمي مالد ، پس نماز بگزار و بيني شيطان را به خاك بمال
.ما أرغم أنف الشيطان بشيء مثل الصلاة ، فصلها و أرغم أنف الشيطان .
حضرت امام مهدي (عج) : ملعون است ، ملعون است ، كسي كه نماز صبحش را به تأخير بيندارد ، تا زماني كه ستارگان آسمان محو شوند
.ملعون ملعون من أخر الغداة إلي أن تنقضي النجوم .
حضرت امام مهدي (عج) : هر يك از پدرانم بيعت يكي از طاغوتهاي زمان به گردنشان بود ، ولي من در حالي قيام خواهم كرد كه بيعت هيچ طاغوتي به گردنم نباشد
.إنه لم يكن أحد من آبائي إلا و قد وقعت في عنقه بيعة لطاغية زمانه و إني أخرج حين أخرج و لا بيعة لأحد من الطواغيت في عنقي .
حضرت امام مهدي (عج) : من آخرين جانشين پيامبر هستم ، و به وسيله من است كه خداوند بلا را از خاندان و شيعيانم دور مي سازد
.أنا خاتم الأوصياء و بي يدفع الله البلاء عن أهلي و شيعتي .
حضرت امام مهدي (عج) : هر كس در اجراي اوامر خداوند كوشا باشد ، خدا نيز وي را در دستيابي به حاجتش ياري مي كند
.من كان في حاجة الله ، كان الله في حاجته .
حديث 10 :
حضرت امام مهدي (عج) : سنت تخلف ناپذير خداوند بر اين است كه حق را به فرجام برساند و باطل را نابود كند ، و او بر آنچه بيان نمودم گواه است
.أبي الله عز و جل للحق إلا إتماما و للباطل إلا زهوقا و هو شاهد علي بما أذكره .
حديث 11 :
حضرت امام مهدي (عج) : براي زود فرارسيدن فرج ( و ظهور ما ) زياد دعا كنيد ، كه آن همان فرج و گشايش شماست
.أكثروا الدعاء بتعجيل الفرج ، فإن ذلك فرجكم
حديث 13 :
حضرت امام مهدي (عج) : ما در رعايت حال شما كوتاهي نمي كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ايم ، كه اگر جز اين بود گرفتاريها به شما روي مي آورد و دشمنان شما را ريشه كن مي كردند . پس از خدا بترسيد و ما را پشتيباني كنيد
.إنا غير مهملين لمراعاتكم و لا ناسين لذكركم ، و لو لا ذلك لنزل بكم اللأواء و اصطلمكم الأعداء ، فاتقوا الله جل جلاله و ظاهرونا .
حديث 13 :
حضرت امام مهدي (عج) : و اما در پيشامدها و مسايل جديد به راويان حديث ما مراجعه كنيد ، زيرا كه آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنان هستم
.و أما الحوادث الواقعة فارجعوا فيها إلي رواة حديثنا فإنهم حجتي عليكم و أنا حجة الله عليهم .
حديث 15 :
حضرت امام مهدي (عج) : اگر از خداوند ( صاحب عزت و جلال ) طلب آمرزش كني ، خداوند تو را مي آمرزد
.إذا استغفرت الله ( عز و جل ) فالله يغفر لك .
حديث 16 :
حضرت امام مهدي (عج) : همانا خدايتعالي مردم را بيهوده نيافريده و بدون تكليف و جزا رهايشان نكرده است
.إن الله تعالي لم يخلق الخلق عبثا و لا أهملهم سدي .


